همینجوری هوس سعدی کردم. به نظر من شهر سعدی خیلی صاف و زلال و بر عکس شعر حافظ لفافه نداره. حالا اگه یکی حافظ بیشتر دوست داره نیاد فحش و بکشه به ما. اینم یه نمونه شعر سعدی که من خیلی دوست دارم. آهنگشم گلپا خونده با ویولون پرویز یاحقی. یعنی هیچ راه نداره بشه از کنارش گذشت!
این باد بهار بوستانست یا بوی وصال دوستانست
دل میبرد این خط نگارین گویی خط روی دلستانست
ای مرغ به دام دل گرفتار بازآی که وقت آشیانست
شبها من و شمع میگدازیم اینست که سوز من نهانست
گوشم همه روز از انتظارت بر راه و نظر بر آستانست
ور بانگ موذنی میآید گویم که درای کاروانست
با آن همه دشمنی که کردی بازآی که دوستی همانست
با قوت بازوان عشقت سرپنجه صبر ناتوانست
بیزاری دوستان دمساز تفریق میان جسم و جانست
نالیدن دردناک سعدی بر دعوی دوستی بیانست
آتش بنی قلم درانداخت وین حبر که میرود دخانست
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 2:21 بعد از ظهر  توسط م.رضا
|